دیشب خواب دیدم در حال دوچرخه سواری به سمت بولوار خاجه فردوس هستم که یهو به تابلوی ایست رسیدم و ترمز کردم. شخصی که اونجا بود با تعجب به منظره ی پشت سرم نگاه کرد. از تعجبش فهمیدم که باید برگردم و پشت سرم رو چک کنم. پس نگاه کردم و دیدم حدود چهارصد-پونصد تا آدم جمع شدن. یه عده دیگه هم از ته خیابون و کوچه های فرعی بدو بدو داشتن میومدن و همه با هم خطاب به من هَوار میزدن که : وات نهههه. لومن. لوووومن...
مای مونولوگ...ما را در سایت مای مونولوگ دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 129 تاريخ: دوشنبه 14 آذر 1401 ساعت: 1:21